1535 + Shiraz 2nd day + hot weather + culture + Mar + If Cafe + StepN
🏃 | 597.0 kcal |
|---|
just finished a 7.38km run, that lasted for 55 minutes.
This run helped navidjahanshahi burn 597.0 calories.
Description from Strava: (۲۲ عکس) قرار بود شیش بیدار شم برم هوای خوب بیرون عشق و حال، ولی ساعت دو رفتم! باز هم اروشکر باد میومد! همون هشت و نیم بیدار شدم تا یه ذره عکسا رو جمع و جور کردم و اپلیکشنها رو سر و سامون دادم شد نه و نیم.
صبحونه هم تخم مرغ و ترشی ذرت و باقی دوستان، بسیار لذیذ. گفتم عمو جون روزانه نویسی میکنم. توی یه جای خلوت میذارم که احتمالا کسی نمیخونه و مشتاق شد. واسهش استراوا نصب کردم. همزمان هم ذوق کردم و هم نگران شدم! که نکنه چیز بدی نوشته باشم.
روزانه نویسی جوری که من از روابط خودمو و آدما و قضاوتهام و داستانهای خصوصیشون مینویسم بسیار میتونه واسه خودم خطرناک باشه! به قول بچههای همیشه درمیان، نوشتههام بشدت دچار معاصرت میشه.
مثلاً مینویسم فلانی بو میداد، فلانی میاد میخونه اگه حتی به خودم نگه میوفته توی خودش و میگه من که بو نمیدادم، یا اصلاً بود بدم، این چرا گفت. یا یکی که فلانی رو میشناسه و ندیده میره به همه میگه بچهها فلانی دیروز بود میداده!
حالا شما بو دادن رو عوض کن با... دزدی، دعوا، خیانت، روابط نامتعارف، اقدام برای بارداری، اختلاس، احتکار و... . در نتیجه به قول شاهرخ مسکوب آقا جان، روزانه نویسی تخم میخواد اگه داری بنویس، نداری گوزگوز نکن.
5
البته مسکوب زمانی بوده که روی کاغذ مینوشتن. نه مثل الان موبایل و... . نه مثل الان اینستاگرام و فیسبوک و کانال و ... . واسه همین مثلاً از تکنیک مسکوب استفاده میکنم اسامی رو جابجا میکنم، حروف میذارم. اقدامات رو رمزی مینویسم و خلاصه و اشاره میکنم. جوری که فقط خودم بفهمم.
زدم بیرون. توی یه سایه وایسادم عکسهای فعالیت رو آپلود کردم، توی خونه اینترنت یکی بود یکی نبوده. قورپشم هم زنگ زد گفت کانفیگ. دیگه رفتم پارک لاله رو چک کردم. یه پارک دیگه هم رفتم. انداختم از بالا شهرک جوادیه رو دور زدم.
فرهنگ ساکنان این منطقه خیلی جالب بودن. دخترا با هر پوششی دلشون میخواست تردد میکردن. پسرا هم هیچ کارشون نداشتن. نهایت تماشا میکردن، که البته، تماشایی هم بودن. لباسهای تنگ و نازک و کوتاه و... . پسرا هم البته یکی دوتا بدون تیشرت دیدم. یکیشون که فقط یه شرت بدون پاچه قرمز پاش بود.
یه دختری با رکابی داشت جلوی خونه که نه، کوچه رو میشست! رفتم یه دور شمسی قمری زدم و بیست دقیقه بعد گفتم از همونجا رد شم ببینم هنوز هست که بود. به نظرم هوا خوراک آب بازی بود، بعید نبود توی یه کوچه پس کوچهای ماجراهای دیدنیتری هم ببینم!
دیگه در انتها رفتم همون دارم لاله بلکه وسیلهای پیدا کنم واسه بارفیکس، که نبود. ولی دیدم عکس سوپریم لیدر ایز دد رو زدن روی داربست، گرم کردم و آویزون شدم بهش! پنج تا و دوتا بارفیکس رفتم با انتهای آقا و سرد کردم و ساعت سه و نیم برگشتم.
10
دوش گرفتم، لباسا رو هم شستم و عمو جون گفت گفتی رطوبت غذا، حالا تحویل بگیر. واقعاً حال اومدم. خوراک مرغ بود، خونه میخورد توی آب و ادویه و سیبزمینی فلفل گوجه بادمجون کدو هویج و ... . سالاد هم بود. خیلی خوردم، به نیت انفجار!
صحبت موسیقی شد. عاشق نشو از بنان رو گذاشت. از عمرم حساب نشد. یه آواز هم از رضوی سروستانی گذاشت که یاد آ رحیم افتادم. بعد من از اسحاق انور اسم بردم. آشنا بود اما گمونم فقط تا حدی پسند افتاده بود اما نگم از مناجات ابراهیم شریفزاده. هردومون همان از کف دادیم.
بعد هم در باز شد و باز هم کلی دل گشاد کردم. از مباحث اختصاصی میتوان به هکتار اشاره کرد که به همهی مرغان مگسخوار گفته میشه و من در این بین متوجه شدم که نه تنها تونسته عکسی بگیره از یکیشونبلمه چشم برزخی هم داره و پشت دیوار ز چشمم پنهان نیست.
این وسط هدایای امیرحسین هم روی میز بود و در فرصتی استثنایی پریدم توی کیسه کردم و حاضر شدیم و رفتیم صدرا. گفتگو همیشگی پیرامون برخی رانندگان که نسبتی با حیوانات ندارن برقرار بود.
البته من در عصبی کردن بقیه هیچ کوتاهی نکردم. تا جایی که به درستی اشاره شد اول با غلطک از روی تو رد میشه بعد میدتت صافکار میگه درستش کنم عین روز اول.
15
اینجا ما ابتدای کوچه علی چپ بودیم. به نام بستنی داشتیم میرفتیم پیش امیرحسین. شما تصور کنید که ما جلوی کافه اگر بودیم و پرسید جان من اینجا رو عمدا نیومدی؟!
داخل اما سوژه کم نبود. یه آقایی با صدای بلند داشت با کسی رو پرزنت میکرد با سخنرانی انگیزشی میکرد، هرچی بود صداش اجازهی صدا نمیداد. اونوز هم به خانم با یه دختر فربه، بین ویپ و قلیون تیکی تاکا میکرد.
خنده دار بود. ما خودمون رو زده بودیم به غریبگی، امیرحسین دیگه بدتر! نگاه جدیش واقعاً خندهدار بود! نارضایتی موج میزد چرا که بستنی نبود و به همون هندونه طالبی راضی شدیم. ولی میز رو هم عوض کردیم و دقیقا جای دیروز نشستیم.
یهو موزیک عوض شد. صداش خیلی زیاد بود. گفت صداش خیلی زیاد نیست؟ من خندیدم! اوضاع داشت ورهمریز میشد. امیر اومد سمت ما، سمت در. درب رو بستم صداش از پایین شروع شد، انگار توی آهنگه...
اومد بهش بگه آقا... یهو رو به ما کرد که خودش داره میخونه! خودش فلورانس از احساسات متفاوت رو تجربه میکرد، عمو جون هم. عمو جون که خندید فهمید سورپرایز بوده. عمو جون گفت آقای امیرحسین شهسواری، سیرجونی، از دوستان نوید. حالا من داشتم همراه خواندن امیر هد میزدم!
20
دیگه اومد نشست کنارمون و عمو جون هدایت رو منتقل کرد و ایشون هم منتقل کرد و امیر واقعاً خوشحال شده بود. خیلی خوش گذشت. یه آهنگ دیگه هم خوند، شعر خسرو شکیبایی و خوانندگی برزو ارجمند.
دیگه رفتیم و بستنی هم خوردیم و البته بسیار هم شاشمون گرفته بود. عمو جون چهارراه رو اشتباه متوجه شده بود. فروشنده هم بسیار قهوهای بود گویا، داروخونه هم داروعه رو نداشت و صحبت از انیمیشن هورتون شد.
در محضر ماه دلبر رفتیم و رسیدیم خونه. بعد هم گپ پایانی.عرض کردم خیلی خطرناکه که شما منو بوس میکنین! در جواب گفتن کی اصلاً تو رو آدم حساب میکنه؟! حرفی درست تر از این نشنیده بودم!
خدارو شکر هرشب تا مرز خاموش شدن پیش میرم. لب مرز بود که مک دونالد اومد تویوتا و بیامو و ساعته و... برم بخوابم که صبح ممکنه زد پاشیم بریم.
(۱۰ تیر، ۱ جولای، چهارشنبه)
یادآوری استراواعی امروز :
فعالیت پارسال مثل امروز (عکس،)
فعالیت دوسال پیش مثل امروز (عکس،)
فعالیت سهسال پیش مثل امروز (عکس،)
فعالیت چهارسال پیش مثل امروز (عکس،
فعالیت پنجسال پیش مثل امروز (عکس،
If you would like to check out this activity on strava you can see it here:
https://www.strava.com/activities/19151608124
About the Athlete: **
This is an automated post by and is currently in BETA.
If you would like to know more about the service, you can checkout our Frequently Asked Questions.
Leave 1535 + Shiraz 2nd day + hot weather + culture + Mar + If Cafe + StepN to:
Read more #strava2hive posts
Best Posts From Navidoo
We have not curated any of navidjahanshahi's posts yet. But you can encourage our curation team to review posts by visiting them regularly and by referring other readers. Because we give priority to frequently read content.
More Posts From Navidoo
- 1535 + Shiraz 2nd day + hot weather + culture + Mar + If Cafe + StepN
- 1533 + Hannah + buying + Farhangestan + Moeen job discussion + beard color + terminal + StepN
- 1534 + Shiraz 1st day + Dr. Banakar + If Cafe + Eli + StepN
- 1531 + dip parallel bars + The Seed of the Sacred Fig + Roko Cafe
- 1532 + watering Tughs + Mandal Nahid Samaneh + Halim breakfast + Instagram + uploading + pre trip
- 1409 + Mahgoon + Barfix + amusement park's lack + drawing club + Jigar + StepN
- My Actifit Report Card: February 27 2026
- 1408 + visiting M + 3 minutes guys + StepN
- 1407 + pack receiver + daddy cooks + amusement park's clock + StepN
- 1406 + amusement park's clock + news + Araghchi + StepN
- 1405 + keep it small & simple + Kebab + daddy's back + universities + StepN
- 1404 + Iran map + friends + 40 days after thousands killed + Ghoorpashm announcements + StepN
- 84th Actifit - 23930 steps - 17km - 2026-01-06
- My 2025 Hive-Wrapped & Hive-Recap [EN] [FA]
- 1359 + Ela + Sundial + 2StepN
- 83th Actifit - 29946 steps - 20km - 2026-01-05
- 1358 + no closer but watching + 2StepN
- 1357 + Esfand + 2StepN
- 82th Actifit - 21210 steps - 14km - 2026-01-04
- 1356 + Maduro breakfast + 2StepN